سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

125

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ودر ايستاد وفصلى وسيع از فضائل وكمالات وخصائل وحالات علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) بر عايشه خواند . عبد الله بن زبير درِ سراى أم سلمة ايستاده بود وجمله سخنان أو را كه با عايشه مىگفت به تفصيل مىشنيد ، از بيرون سراى بانگ بر أم سلمة زد كه : اى دختر ابواميه ! ما شناخته بوديم عداوت ( 1 ) تو را به آل زبير ، كاش مادر مؤمنان عايشه استدعا نمىنمود مرافقت تو را در اين سلوك وسير ( 2 ) . أم سلمة از درون سراى به جواب عبد الله مشغول گشته گفت كه : تو وپدر تو أو را مىبريد بر لب آب حوأب ( 3 ) بعد از آن باز خواهيد آورد وى را بي آب وتاب ( 4 ) . گمان مىبرى مهاجر وأنصار را كه خشنود گردند به پدر تو زبير وصاحب أو طلحه ، وعلي بن أبي طالب [ ( عليه السلام ) ] در سلك أحيا باشد ، وحال آنكه وى به قول پيغامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ولىّ هر مؤمن ومؤمنه بوده باشد ، عبد الله بن زبير گفت : ما اين حديث در هيچ ساعتي از ساعات از آن حضرت نشنيده‌ايم ، أم سلمة گفت : اگر تو از آن حضرت نشنيده [ اى ] ، خاله تو كه عايشه است شنيده ، واينك ( 5 ) خاله تو حاضر است بپرس كه شنيده يا نه ؟ وبه تحقيق كه

--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( عداوتى ) آمده است . 2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( پسر ) آمده است . 3 . در مصدر ( حوأب ) نيامده است . 4 . در [ الف ] ( وتاب ) خوانا نيست . 5 . در [ الف ] اشتباهاً : ( اينكه ) آمده است .